أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

35

قانون ( فارسى )

وجه انتفاعى بلغم طبيعى در مرطوب كردن مفاصل و اندام‌هاى پرحركت است و مانع آن مىشود كه اندام‌ها بر اثر جنبش و يا بهم‌سائيدگى ، بخشگى گرايند و اين بهره در مرز ضرورت قرار گرفته است . 2 - بلغم ناطبيعى داراى چند حالت است : الف - بلغم زائد كه به اشكال گوناگون و به انواع مختلف است و حتى با حس نيز نمىتوان اختلاف انواع آنها را تشخيص داد . اين نوع بلغم همان بلغم خلمى ( آب بينى ) است ب - بلغم‌هاى زائدى كه باهم مختلف‌اند ولى در برابر حس همانند مىباشند و آن بلغم خام ( ناپخته ) است . ج - بلغم بسيار رقيق . د - بلغم بسيار غليظ كه بمناسبت رنگ سپيدش آن را بلغم گچى گويند . غلظت اين بلغم ناشى از آن است كه باندازه‌اى در مفصل‌ها و مدخل‌ها باقىمانده است كه رقتش از بين رفته است و غلظتش باقىمانده است و از هر بلغم ديگر غليظتر است . ه - بلغم شور كه گرمترين و خشك‌ترين بلغم‌هاست . هر رطوبت آبكى كه بىمزه يا كم‌مزه است و شور مىگردد ، علت شورىاش آميزش اجزاى خاكى سوخته و خشك‌مزاج و تلخ‌مزه با آن است كه در آن هر دو قسمت آبكى و خاكى باهم برابر هستند . هرگاه در اين آميزش سهم بخش خاكى بيشتر باشد ، آميزهء مورد نظر تلخ مىشود و روى همين اصل است كه نمك‌ها بوجود مىآيند و آب‌ها شور مىگردند . نمك را مىتوان از خاكستر و قليا و نوره و غير آن بدست آورد . براى اين منظور اين مواد را در آب مىپزند ، مىپالايند و آب آن‌قدر جوش مىآيد تا نمك بسته شود و يا آن را به حال خود مىگذارند تا نمك متبلور گردد . بلغم رقيق و سيال نيز به همين كيفيت فاقد مزه است و يا داراى مزه كمى است كه چيرگى ندارد . ه - اگر صفراى خشك با بلغم رقيق درآميزد و در آن آميزه مقدار هر دو برابر باشد ، شور و گرم مىگردد و آن را بلغم صفراوى مىنامند . « 53 » جالينوس فيلسوف دانشمند گويد : شورى اين بلغم بر اثر عفونت و يا از آميزه‌اى است كه خود آبكى بوده است . و ما گوئيم كه بر اثر عفونت شور مىگردد ، زيرا عفونت حالت سوختگى و خاكستر شدن را ايجاد مىكند . ليكن آن آبكى كه با بلغم مىآميزد نمىتواند به تنهائى بلغم

--> ( 53 ) - نسخه انگليسى : اختلاط صفراى تلخ و خشك و كاملا سوخته با بلغم آبكى و بيمزه ، بلغمى گرم و شور پديد مىآورد . اين نوع بلغم ، بلغم زردابى است كه گرمترين نوع بلغم است .